66433301 (021)

  • 1397-08-14

ساز های کوبه ای جلوه ای متفاوت از تعالی و عظمت موسیقی در جهان

موسیقی را می توان اولین زبان واحد بشری به حساب آورد، آغاز پل ارتباطی انسان ها و زبان واحدی که به بیان احساسات و عواطف و تخلیه رویدادهای حسی همچون ترس، شادی، شهوت، غم و اندوه و گاهی خشم می پردازد. با مطالعه ای درتاریخ موسیقی‌در‌‌می یابیم بعد از صدای انسان، سازهای کوبه‌ای طولانی ترین قدمت را دارند و از قدیمی ترین سازهایی هستند که از هزاران سال پیش تمدن بشری از آنها استفاده می‌کرده است. سادگی در ساخت و نواختن سازهای کوبه ای و ریتمیک بودن آن موجب شده تا انسان ها پیش‌تر از دیگر سازها آن را بیابند.‌ اولین استفاده بشر از سازهای کوبه ای برای برقراری ارتباطات راه دور بوده و به تدریج برای مراسم شادی، عزا، تشریفات مذهبی و … از آنها استفاده می‌شده است. سازهای کوبه ای به همراه سازهای بادی برنجی از زمان‌های دور در خدمت موسیقی بوده‌اند که این نشان دهنده لزوم وجودی آنها در موسیقی است. در ریشه پیدایش موسیقی و تاریخ تحول تدوینی آن ریتم پدیده ای است مهم که در ابتدایی ترین آواها که بشر هنوز تعریفی از آن نداشته مطرح بوده و در همه زمان ها در موسیقی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. ریتم در موسیقی لایه‌ای پنهان است که تاثیر زیادی در جذاب کردن موسیقی و توجه شنونده دارد. همچنین ریتم نیاز طبیعی هر انسان است و شاید این مطلب برای شما جالب باشد که در هر فرهنگ و کشوری که نگاه کنید، کودکان علاقه ای مفرط دارند تا با چوب روی سطل یا شیء مشابه بکوبندکه این مساله نیاز فطری انسان به ریتم را نمایش می دهد. در هر ارکستر و هر اثر هنری موسیقیایی ریتم جزو جدانشدنی و حایز اهمیت است که بدون آن پیکره موسیقی کامل نمی شود، اغراق نکرده ایم اگر بگوییم بدون ریتم هیچ آوای موسیقایی منسجمی نخواهیم شنید. ریتم بستری است که سایر قسمت‌ها را در خود جای می‌دهد. حضور انواع سازهای کوبه ای نشان دهنده اهمیت و جایگاه ویژه ریتم در موسیقی بوده، نواختن سازهای کوبه ای معمولا تنها به درک ریتم نیاز دارد و در گروه نوازی ها و ارکسترها و اجراهای موسیقی سازهای کوبه ای به اصطلاح ریتم را نگه می‌دارند و از این حیث نقش ویژه و حایز اهمیتی در موسیقی دارند و باعث شده رکنی اساسی و جزیی لاینفک از موسیقی باشند. اصطلاح سازهای کوبه ای از ریشه Percutere لاتین به معنی to strike (ضربه زدن) است. این ساز احتمالاً پس از صدای انسان، قدیمی‌ترین نوع ساز است و در مجموع به هر سازی گفته می‌شود که از طریق ضربه، تکان، سایش، خراش یا هر عمل دیگری که منجر به نوسان شود، تولید صدا کند. وظیفه اصلی سازهای کوبه‌ای معمولاً اجرای ضرب(ریتم) در متن آهنگ است که صوت خاصی را تولید نمی کنند و به عنوان المان های تولید کننده ریتم و تزیین در تنظیم و ارکستراسیون کاربرد بسیاری دارند ولی توانایی اجرای ملودی را هم دارد. سازهای کوبه ای جزو جدایی ناپذیر ارکسترهای بزرگ جهان هستند. سازهای کوبه‌ای همیشه و در هر آنسامبلی لازم است و تکمیل کننده هستند و در انواع سبک‌های کلاسیک و ارکسترال به هنگام به اوج رسیدن موسیقی کاربرد بسیار دارند و شور و هیجان موسیقی را بیشتر میکنند. عنصر تولید کننده صوت در این سازها یک غشای پوسته ای کشیده شده یا صفحه ها و میله های فلزی یا چوبی و … است که به‌وسیله مرتعش شدن تولید صوت می کنند. بسیار جالب و قابل توجه است که یک نوازنده سازهای کوبه ای اغلب باید توانایی نوازندگی چندین ساز و از طرف دیگر توانایی درک انواع ریتم های موسیقی و نگاه داشتن آنها را نیز داشته باشد. به همین دلیل برخلاف آنچه در ظاهر به نظر می رسد نوازندگی سازهای کوبه ای می تواند بسیار دشوار باشد. از اواخر قرن نوزدهم استفاده از سازهای کوبه ای رواج بیشتری پیدا کرده است و در حال حاضر عنصری جدایی ناپذیر از کارهای کوچک و بزرگ موسیقی به حساب می آید. در موسیقی پاپ کلاسیک و ایرانی انواع سازهای کوبه ای کاربرد دارند از جمله تیمبال ها، پرکاشن، تمبوریم، سوردو، بوران، اودو، کنگا، بانگو و... دف، و تمبک و کوزه هماز اصلی ترین دسته سازهای کوبه ای ایرانی محسوب می شوند. دف از جمله سازهایی ایرانی است که قدمت حضورش تا ژرف ترین دوره های تاریخ موسیقی گسترش یافته و در بین بسیاری از ملل کهن در اشکال و ابعاد گوناگون مورد استفاده قرار گرفته است. حضور دف در اشعار روایات و کتاب های آسمانی نشان دهنده قدمت تاریخی این ساز بوده و پیشینه کهن آن را نمایان می سازد. در نقوش کهن بازمانده از تمدن های باستانی در جنوب ایران گاه نشانه هایی از حضور ساز و آواز و موسیقی در آن روزگاران به چشم می خورد اقوام ایلامی مستقر در این ناحیه در مراسم مذهبی اعیاد جشن‌ها نغماتی با چنگ و نی و دف اجرا می نموده اند. پس از آنکه تمبک مجلسی شد به تدریج جای دف را گرفت و از رونق دف کاست و دف را بیشتر در شهرهای کوچک و در مجالس عیش و سرور به کار می‌بردند به ویژه در کردستان و آذربایجان بسیار متداول بود و نوازندگان ماهر داشت. در سال‌های اخیر دف نوازی در بیشتر شهرهای ایران رایج‌تر شده است و هنر آموزان به آموختن آن روی آورده‌اند. مبَک (تنبک، دمبک، دنبک یا ضَرب) یکی از سازهای کوبه‌ای پوستی است و از نظر سازشناسی جزو طبل‌های جام‌شکل محسوب می‌شود که از این خانواده می‌توان به سازهای مشابه مانند داربوکا در کشورهای عربی و ترکیه و همچنین زیربغلی در افغانستان اشاره کرد. بدنه تنبک را در گذشته از جنس چوب، سفال(البته تنبك هايي كه در زور خانه ها به كار مي رود از جنس سفال است و كمي هم از تنبك معمولي بزرگتر است) و گاهی هم فلز می‌ساختند، لیکن امروزه از جنس چوب می‌سازند . قدمت تنبک با نام‌های پهلوی دمبلک و تنبور به پیش از اسلام می‌رسد و طبق نظر دکتر معین دمبک صورت دگرگون‌شده همین نام است. بخش اعظم این موضوع مربوط به فیزیک ساز است. در قدیم، تنبک بیشتر از پوست بز تهیه می‌شد که پوست نازکی است و حجم صدای زیادی تولید می‌کند. این روزها به دلیل سلیقه شنیداری مخاطبان، بیشتر سازها از پوست گوساله یا شتر تهیه می‌شوند که به علت ضخامت بیشتر، حجم صدای کمتری تولید می‌کنند. با نگاهی به تاریخچه ساز تمبک در می یابیم که اساسا در جامعه به تمبک نوازی و تمبک نواز عموم مردم احترام و ارزشی قایل نمی شوند بلکه وجود کلماتی چون مطرب, دمبکی و … در بین اعوام رایج بوده و تا به امروز هم بوده است و متاسفانه مدارکی آشکار و روشن برای تمامی هنردوستان از بی‌توجهی جامعه هنری و غیر هنری ایران به نوازندگان تنبک و سازهای کوبه ای وجود دارد. اگر این وضعیت تاسف‌بار اجتماعی نوازندگان تمبک را با کشورهای همسایه همچون هند و حتی کشورهای اسلامی عربی مقایسه کنیم به لفظ‌هایی همچون {دباط ال ایقاع} Iqaat به معنی {افسر یا مامور ضربی} برخود می کنیم که نشان از فرهنگ و جایگاهی والا و احترامی خاص به نوازندگان سازهای کوبه ای در میان مردم این اجتماع دارد. این قدر دانستن و ارزش قایل شدن برای نوازندگان سازهای کوبه ای این کشورها صددرصد در شناخته شدن این سازها در تمامی نقاط دنیا نیز نقش مهمی داشته است که البته حتما در پیشرفت هنر موسیقی ملی این مناطق نیز بی تاثیر نبوده است . البته تمبک در چند دهه اخیر پیشرفت چشمگیری کرده و به عنوان سازی تکنواز و مستقل مطرح شده است. این پیشرفت مرهون تلاش استادان این ساز است که در این میان نقش استاد حسین تهرانی به قدری اهمیت می‌یابد که از او می‌توان با عنوان پدر تنبک‌نوازی نوین ایران یاد کرد. در جهانی ساختن این ساز، مرحوم ناصر فرهنگ‌فر، مرحوم امیر ناصر افتتاح، استاد محمد اسماعیلی، پژمان حدادی و بهمن رجبی نیز نقش مهمی داشته‌اند ناگفته نماند استاد مجيد خلج و استاد قوي حلم نيز از تنبك نوازان نامي موسيقي ايراني هستند. متاسفانه اجرای گروهی یک ارکستر موسیقی به همراهی چندین نوازنده سازهای کوبه ای یک امر کم ندرت است و به طور کلی مطالعات و دستوری برای نحوه اجرای گروه نوازی یک ارکستر سازهای غیر کوبه ای با یک گروه نوازنده ی سازهای کوبه ای تدوین و مدون نشده است . قطعا اولین کسانی که سعی داشته باشند این نگاه را نسبت به سازهای کوبه ای تغییردهندخودنوازندگان سازهای کوبه ای خواهند بود. به گفته حمید قنبری استاد و نوازنده ی کوبه ای نام آشنا « شاید بی مهری اهل فن نسبت به سازهای کوبه ای یا کوبه ای نوازان ریشه ای تاریخی دارد، ولی تغییر این فرهنگ خود ، تنها با تغییر نگرش نوازندگان این سازها میسر نیست. ارزش کار هنری هر نوازنده ای باید در نظر گرفته شود و این اهمیت ندارد که چه سازی نواخته می شود این مهم است که چه کسی، چگونه و با چه کیفیتی و در چه سطحی ساز می زند. به این ترتیب برتری جستن تنها به عملکرد، تجربه ی کاری و تسلط برنوازندگی می تواند باشد نه به نوع سازی که نواخته می شود.» با این اوصاف، از هنرمندان، آهنگسازان و اساتید دیگر سازها نیز این انتظار می رود که به عنوان هنرمند، نگاهی دقیق تر و همه جانبه تر به هنر و آلات موسیقی داشته باشند. به نظر نگارنده انتقادهایی نه چندان متعهدانه از جمله انتقاد یک نوازنده عود به کوبه ای نوازان که آنها را مانند فمنیست های متعصب می داند، خود نوعی تعصب محوری و به دور از نگاه هنرمندانه است. باید در نظر داشت که یک اجرا از یک گروه را می توان مانند تابلویی دانست که چند نقاش دارد و همه با هم زیباییش را می‌سازند.